تبليغاتX
چتری برای من و تو


/**/ /**/ تنها تویی در قلب تنهایم!این قلب تنها ، لحظه به لحظه به یاد تو هست...ببین مرا که از همه عاشقترم ، عاشق تو و آن قلب مهربانت ... آرزو دارم تو برای من باشی ! دلم میخواهد تا ابد برای من باشی و تنها عشق جاودانه ام باشی ، بیا در میان همگان صادق ترین باشیم.....مرا باور کن ، این عشق مرا گرچه حقیر است ولی باور کن..با اینکه میدانم در حرفت ثباتی نیست!! ، بیا و لحظه ای نیز نگاه به من کن!!او که می خواهد بعد از رسیدن به تو دنیا را به نامت کند منم !این منم که عاشقم ، به خدا خیلی دوستت دارم اما بعضی اوقات بخاطر حرفهایت تردید وجودم را فرا میگیرد!! اما یک لحظه طاقت ندارم قلبت برای کسی دیگر باشد! ، تنها کافیست لحظه ای مرا باور کنی !بیا با من باش تا غروب زندگی ام به پایان برسد و سپیده عشق در قلبم طلوع کند!  

/*]]--> /*]]-->

وعده ی دیدن ما هر روز است

زیر آن سرو سپید که دلش در دل  توست

و نه ترس و نه سراب و نه سکوت

همه تو همه عشق و همه زیبایی و با من بودن

یادم اید که نخست روز که من بغض شدم تو به من خندیدی

و من اسوده شدم و تو را به عشق پاکی دادم قسمی پر معنا که نذاری هیچ وقت تنهایم

  تو هم اشک شدی

تقدیم به یار مهربانم "پ"  

+ نوشته شده در  ساعت 16:12  توسط پ  | 



در جستجوی یک حس گمشده...!!!

در تکاپوی بازگرداندن یک حس از دست رفته...

 

+ نوشته شده در  ساعت 12:22  توسط پ  | 



زندگی یعنی انتظار و انتظار یعنی شوق وصال...
 
اینک

     در انتظار تو

      از کوچه شب عبور خواهم کرد.

                   و دست در دست شقایق

                                    به دنبال واژه عشق

                                               سفر می کنم...."پ"

+ نوشته شده در  ساعت 12:53  توسط پ  | 



سلام َعشق من...

چقدر اینجا متروکه شده!!! خیلی وقته که چیزی ننوشتیم!!! چرا؟ چرا؟ چرا؟!

يادته اولين لحظه ديدار که قسم خورديم براي هم باشیم؟؟ هیچ چیز و هیچ کس نتونه بین ما فاصله بندازه؟؟ یادته چقدر همدیگه رو دوست داشتیم؟؟ یادته حاضر بودیم جونمون رو فدای هم کنیم؟؟ من هنوز همون حس رو دارم حتی بیشتر از اون موقع!...

نفسم تنگ لحظه هاي با تو بودن است...."پ"

 "نمي خواهم در آغوشت بگيرم كه مي خواهم در آغوشت بميرم، عزیزم"

        باز هم براي تو
         هنوز هم عاشقانه هايم را
           عاشقانه براي تو مينويسم
             هنوز هم در ازدحام اين همه بي تو بودن
                از با تو بودن حرف ميزنم
                   هنوز هم باورت دارم
                      عشق ما جاودانه است
                          اين روزها ديگر پشت پنجره مينشينم و
                             به استقبال باران  مینشینم!!
         P~M         به انتظار تو ...
                              کسي که نبض زندگي من است
                         کسي که تمامي نفسهاي من است
                       کسي که جز تو نيست
                 تو اولين عشق منو
            آخرين عشق منی
       منو تنها نذار عشق من
   که سرنوشت من تويي

من اگر اشک به دادم نرسد مي شکنم

 اگر از ياد تو يادي نکنم مي شکنم

 بر لب کلبه محصور وجود من در اين خلوت خاموش سکوت

 اگر از ياد تو يادي نکنم مي شکنم

 اگر از هجر تو آهي نکشم مي شکنم

 تک و تنها به خدا مي شکنم

 مي شکنم مي شکنم مي شکنم

این عکس ۱۰روز دیگه هست!!

خدایا شکرت خدایا شکرت که یارم ، عشقم ، نفسم ،امیدم داره میاد پیشم ... این یک هفته انتظار به اندازه 2 سال انتظار برام سخته ... ای کاش زود تموم بشه این انتظار و بیاد شادی لحظه دیدار....

+ نوشته شده در  ساعت 16:2  توسط پ  | 



یه روزی به نوشتن این وبلاگ افتخار می کردم

یه روزی هم به عاشق بودنم...

یه روزی عشق من برترین عشق بود

و یه روزی آرزو میکردم سریع تر زمان بگذره و امروز برسه

و ای کاش زمان روی دیروز ایستاده بود

متنفرم....از این لحظه های پوچ...

متنفرم از تمامی عشق های زمینی...

خسته ام....خیلی....خیلی

نمیخواهم بدانم چه کسی یا چه چیزی مقصر است

من....او...فاصله...حرف های گنگ و پوچ....

نه...نمی خواهم حرفی بشنوم

نه می خواهم حرفی بشنوم نه می خواهم بحث کنم...

هيچكس مقصر نيست

اما هر چه میگردم حس دیروزم را نمی یابم

كجاست...چه کسی دزدیدش؟

زمان...خودم...کلمات...او...نمی دانم...نمی دانم...

فقط کمی آرامش می خواهم...

کجاست؟

فقط اینجا نوشتم چون وبلاگ دو عاشق را دیدم و داغم تازه شد

می خواهم تنها باشم....تنهای تنها

فقط همین....

آی آدم ها التماس می کنم تنهایم بگذارید

فقط همین....

نظری هم نمی خواهم بشنوم

تنها یک راز می دانم که آرامش را از خدایم طلب کنم...

کورسوی امید نمایان است

هنوز هم صدایی می گوید:

اندکی صبر سحر نزدیک است....

باز هم نمی دانم...نمی دانم...

خدایا سپری میخواهم...تکیه گاهی محکم...هستی؟

خدايا دل شكسته ام را خريداري؟

پي نوشت:

چتری برای دو نفر سوراخ شد...پاره شده...

آهنگ وبلاگ جديد گذاشتم.خيلي دوستش دارم اين آهنگ رو

+ نوشته شده در  ساعت 0:30  توسط پ  | 



نمی  نويسم ..... چون مي دانم دیگر نوشته هايم را نمي خواني

حرف نمي زنم .... چون مي دانم هيچ گاه حرف هايم را نمي فهمي

نگاهت نمي كنم ...... چون تو اصلاً نگاهم را نمي بيني

صدايت نمي زنم ..... زيرا اشك هاي من براي تو بی ارزش و بي فايده است

فقط می خواهم سکوت کنم ...... چون تو در هر صورت مي گويي من بچه ام...

+ نوشته شده در  ساعت 15:7  توسط پ  |